باد ما را خواهد برد

شعر در گوشی تلفن

سینما فقط یک هنر نیست؛ شیوه‌ای برای دیدن جهان است.

کاوه صادقی | ۱۴۰۵/۰۴/۱۷ | ایران | ۱۹۹۹
صحنه‌ای از فیلم باد ما را خواهد برد ساخته عباس کیارستمی

عباس کیارستمی در «باد ما را خواهد برد» روایتی می‌سازد که در ظاهر ساده است: گروهی از تهران به روستایی کردنشین می‌آیند تا مراسمی را ثبت کنند و انتظاری طولانی، شکلی از شعر می‌شود.

کیارستمی انتظار را به زیباترین شکل شاعرانه ثبت کرد. این جمله شاید بهترین راه ورود به فیلمی باشد که سال‌هاست درباره‌اش حرف می‌زنیم.

آنچه این فیلم را از آثار هم‌دوره‌اش جدا می‌کند، اعتماد فیلمساز به زمان است. نماها اجازه دارند نفس بکشند و تماشاگر فرصت پیدا می‌کند به‌جای دنبال کردن قصه، در آن زندگی کند. ریتم آرام، نه از سر کندی، که از سر اطمینان است.

دوربین در این فیلم کمتر توضیح می‌دهد و بیشتر نگاه می‌کند. قاب‌ها اغلب چیزی را بیرون می‌گذارند و همین غیاب، معنا می‌سازد. صدا نیز همان‌قدر روایتگر است که تصویر؛ گاهی یک صدای دور، کل یک صحنه را عوض می‌کند.

بازی‌ها بی‌ادعا و دقیق‌اند. هیچ لحظه‌ای برای نمایش مهارت ساخته نشده؛ همه‌چیز در خدمت آدم‌هاست. شاید به همین دلیل است که سال‌ها بعد، چهره‌ها بیشتر از دیالوگ‌ها در ذهن می‌مانند.