هشت و نیم

سیرک ذهن یک کارگردان

هر قاب، پنجره‌ای است به چیزی که بیرون قاب جا ماند.

رضا کریمی | ۱۴۰۵/۰۵/۱۳ | ایتالیا | ۱۹۶۳
Still from 8½ by Federico Fellini

فدریکو فلینی در «هشت و نیم» روایتی می‌سازد که در ظاهر ساده است: کارگردانی دچار بن‌بست خلاقانه، میان خاطره و خیال و آدم‌های زندگی‌اش گم می‌شود.

هشت و نیم فیلمی است درباره فیلمی که ساخته نمی‌شود. این جمله شاید بهترین راه ورود به فیلمی باشد که سال‌هاست درباره‌اش حرف می‌زنیم.

فیلم پاسخ نمی‌دهد، پرسش را دقیق‌تر می‌کند. پایان‌بندی نه گرهی را می‌گشاید و نه تماشاگر را رها می‌کند؛ ما را با پرسشی بیرون می‌فرستد که تا خانه همراهمان است.

در بازبینی دوباره، جزئیاتی پیدا می‌شود که بار اول از چشم افتاده بود: یک شیء در پس‌زمینه، یک مکث، یک تکرار. فیلم مثل خانه‌ای است که هر بار از دری تازه واردش می‌شویم.

نسبت فیلم با زمانه‌اش قابل‌توجه است. بی‌آنکه شعار بدهد، تصویری از جامعه‌ای می‌سازد که در آن روابط شخصی و ساختارهای بزرگ‌تر در هم تنیده‌اند. سیاست در این فیلم، در آشپزخانه و راهرو اتفاق می‌افتد.