دزد دوچرخه

رم، پدر و پسر

فیلم‌های بزرگ بعد از تیتراژ شروع می‌شوند.

فرهاد دریانی | ۱۴۰۵/۰۷/۰۵ | ایتالیا | ۱۹۴۸
Still from Bicycle Thieves by Vittorio De Sica

ویتوریو دسیکا در «دزد دوچرخه» روایتی می‌سازد که در ظاهر ساده است: دوچرخه مردی که تنها راه نان درآوردن اوست دزدیده می‌شود و او با پسرش در رم به دنبالش می‌گردد.

دسیکا با یک دوچرخه، وزن تمام یک دوران را نشان می‌دهد. این جمله شاید بهترین راه ورود به فیلمی باشد که سال‌هاست درباره‌اش حرف می‌زنیم.

فیلم پاسخ نمی‌دهد، پرسش را دقیق‌تر می‌کند. پایان‌بندی نه گرهی را می‌گشاید و نه تماشاگر را رها می‌کند؛ ما را با پرسشی بیرون می‌فرستد که تا خانه همراهمان است.

در بازبینی دوباره، جزئیاتی پیدا می‌شود که بار اول از چشم افتاده بود: یک شیء در پس‌زمینه، یک مکث، یک تکرار. فیلم مثل خانه‌ای است که هر بار از دری تازه واردش می‌شویم.

نسبت فیلم با زمانه‌اش قابل‌توجه است. بی‌آنکه شعار بدهد، تصویری از جامعه‌ای می‌سازد که در آن روابط شخصی و ساختارهای بزرگ‌تر در هم تنیده‌اند. سیاست در این فیلم، در آشپزخانه و راهرو اتفاق می‌افتد.