شهر اشباح

حمامی برای ارواح

زندگی‌هایی هست که زندگی می‌کنیم و زندگی‌هایی که تصورشان می‌کنیم.

کاوه صادقی | ۱۴۰۵/۰۵/۰۴ | ژاپن | ۲۰۰۱
Still from Spirited Away by Hayao Miyazaki

هایائو میازاکی در «شهر اشباح» روایتی می‌سازد که در ظاهر ساده است: چیهیرو وارد دنیای ارواح می‌شود و برای نجات پدر و مادرش در حمامی جادویی کار می‌کند.

میازاکی به ما یاد می‌دهد که اسم‌مان را فراموش نکنیم. این جمله شاید بهترین راه ورود به فیلمی باشد که سال‌هاست درباره‌اش حرف می‌زنیم.

آنچه این فیلم را از آثار هم‌دوره‌اش جدا می‌کند، اعتماد فیلمساز به زمان است. نماها اجازه دارند نفس بکشند و تماشاگر فرصت پیدا می‌کند به‌جای دنبال کردن قصه، در آن زندگی کند. ریتم آرام، نه از سر کندی، که از سر اطمینان است.

دوربین در این فیلم کمتر توضیح می‌دهد و بیشتر نگاه می‌کند. قاب‌ها اغلب چیزی را بیرون می‌گذارند و همین غیاب، معنا می‌سازد. صدا نیز همان‌قدر روایتگر است که تصویر؛ گاهی یک صدای دور، کل یک صحنه را عوض می‌کند.

بازی‌ها بی‌ادعا و دقیق‌اند. هیچ لحظه‌ای برای نمایش مهارت ساخته نشده؛ همه‌چیز در خدمت آدم‌هاست. شاید به همین دلیل است که سال‌ها بعد، چهره‌ها بیشتر از دیالوگ‌ها در ذهن می‌مانند.